مجله دانستنیهای راسخون
مطالبی جالب درباره ببرها
نوشته شده توسط آشنای آسمان،گمنام زمین در ساعت 9:48 PM
 

 

ببر,زیرگونه های ببر,مطالبی جالب درباره ببر

مطالبی جالب درباره ببرها
در این مطلب حقایق سرگرم کننده ای درباره انواع ببرها ارائه می شود. از جمله این که اندازه آنها چقدر است، با چه سرعتی می دوند، چگونه شکار می کنند و ... .

 ببر بزرگ ترین گونه خانواده گربه ها است.

 توله ببرها وقتی که حدود 2 سال سن دارند مادرشان را ترک می کنند.

 ببرها شناگران خوبی هستند و می توانند 6 کیلومتر را شنا کنند. 
 طول ببرها می تواند به 3.3 متر (11 فوت) و وزنشان به 300 کیلوگرم (660 پوند) برسد.


 زیر گونه های ببرها شامل ببر سوماترایی، ببر سیبری، ببر بنگال، ببر جنوب چین، ببر مالایایی و ببر هندوچینی است.
 بسیاری از زیر گونه های ببرها یا در معرض خطر انقراضند و یا منقرض شده اند. انسان ها از طریق شکار و تخریب زیستگاه علت اصلی این وضعیتند. (نوعی از ببر به نام ببر مازندران یا ببر هیرکانی یا ببر کاسپین نیز وجود داشته که در ناحیه گسترده‌ای از غرب چین تا سواحل دریای سیاه می ‌زیسته ‌است. این گونه از ببر حدود نیم قرن پیش منقرض شده‌ است.)

 

 ببرها معمولاً در شب به تنهایی شکار می کنند.
 سرعت ببرها به بیش از 65 کیلومتر در ساعت (40 مایل در ساعت) می رسد.
 ببرها کمتر از 10 درصد شکارهایشان را با موفقیت به انجام می رسانند.
 ببر سفید که ببر نادری است حامل ژنی است که تنها در حدود یک در هر 10000 ببر یافت می شود.


 ببرها به راحتی می توانند بیش از 5 متر طول را بپرند.
 زیر گونه های مختلف ببرها جانوران ملی کشورهایشان هستند. از جمله جانوران ملی بنگلادش، هند، کره شمالی، کره جنوبی و مالزی هستند.
 هر روز ببرهای بیشتر و بیشتری به عنوان حیوان خانگی نگهداری می شوند.
 ببرهایی که با نژاد شیر به هم آمیخته می شوند به عنوان تایگون و لایگر شناخته می شوند.

 


»
مگس سفید در راه است
نوشته شده توسط آشنای آسمان،گمنام زمین در ساعت 9:07 PM

رییس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای اسلامی شهر تهران گفت: بر اساس پیش‌بینی کارشناسان احتمال وجود آفت موسوم به مگس سفید در شهر تهران از نیمه اردیبهشت ماه سال جاری وجود دارد.

به گزارش ايرنا، رحمت اله حافظی با بیان این که سال گذشته نیز این نوع آفت در شهر تهران وجود داشت افزود: در سال گذشته اقدامی برای کاهش جمعیت و تراکم مگس سفید انجام شد.

وی با اشاره به انجام تمهیدات لازم برای رفع مشکل مگس سفید از شهر تهران گفت: آب‌شویی برگ درختان و استفاده از چسب محیطی بر تنه درختان از تمهیداتی بود که بدون ایجاد آلودگی محیط زیست، به کاهش تعداد این آفت منجر شد.

 

حافظی اقدام انجام شده برای کاهش تعداد مگس سفید را مداخله‌گرایانه دانست و خاطر نشان کرد: در مقابل این پدیده نمي‌توان اقدام پیشگیرانه‌ای انجام داد.

 

رییس شورای اسلامی شهر تهران ایجاد این پدیده را بر اثر رویه‌های غلط کشاورزی و خطای گذشته عنوان کرد.

 

وی تاکید کرد: تخم‌گذاری‌هایی که در سال‌های گذشته توسط مگس سفید انجام شده در مناطق غربی استان تهران به بار نشسته و حضور حجمی این آفت در پایتخت دیده خواهد شد.

 

وی افزود: در صورت تغییرات آب و هوایی و بارندگی حضور مگس سفید در شهر تهران به حداقل می‌رسد.

 

حافظی با بیان این که کارشناسان باید در این خصوص بررسی‌های لازم را انجام دهند گفت: اقدام کارشناسی مجموعه‌های مرتبط وزارت جهاد کشاورزی و مراکز تحقیقاتی و آموزشی وابسته به این سازمان برای آموزش کشاورزان در خصوص نحوه استفاده از سموم و کودهای شیمیایی نیز در کاهش آفت مگس سفید موثر است.


»
هوای حوصله ابری‌ست؟
نوشته شده توسط آشنای آسمان،گمنام زمین در ساعت 9:07 PM
حتماً بارها و بارها پیش آمده که احساس خستگی کرده و برای هیچ کاری انگیزه کافی نداشته باشید.
شايد حتي دليلش را خودتان هم نمي‌دانسته‌ايد‌ چون در آن لحظه حاضر نبوده‌ايد به هيچ‌چيزي فكر كنيد، حتي خودتان. دچار يك حالت خمودگي و سستي شده‌ايد. وقتي از شما پرسيده‌اند چيزي شده؟ فقط سري تكان داده و با يك جواب ساده عبور كرده‌ايد: «حوصله‌ندارم.» گفته‌ايد سر به سرم نگذاريد. مي‌خواهم تنها باشم. حتي حوصله غذا خوردن هم ندارم. چه كنيم اين حالت براي ما اتفاق نيفتد يا اگر اتفاق افتاد بتوانيم آن را مهار و كنترل كنيم؟ به‌نظر مي‌رسد بتوان با راهكارهايي ساده خستگي و بي‌حوصلگي را درمان كرد. پس به اين نكات توجه كنيد.
 
خستگي جسمي
خسته شدن امري است طبيعي. براي همه آدم‌ها پيش مي‌آيد. در همه عمر نيز ادامه دارد؛ يعني ويژه دوران و مقطع خاصي نيست. پس نبايد از آن نگران بود يا نبايد انسان خودش را محكوم و تخطئه كند كه چرا من اينجوري شده‌ام.
 
دو نوع خستگي و بي‌حوصلگي داريم؛ يك نوع خستگي جسمي و ديگر خستگي روحي.
 
خستگي روحي خيلي مهم‌تر و خطرناك‌تر از خستگي جسمي است. خستگي جسمي خطرات كمتري دارد و راحت‌تر هم كنترل مي‌شود. اما امان از آن لحظه‌اي كه آدم‌ها به لحاظ روحي خسته و فرتوت شوند.
 
بهترين راه‌حل درمان و كنترل اين احساس آن است كه انسان دلايل خسته شدن‌هايش را بفهمد و براي رفع آن برنامه داشته باشد.
 
شناسايي دلايل يك احساس، مهارت مي‌خواهد. بايد براي آن تمرين كرد و احتمالاً بايد از ديگران كمك خواست. آدم بايد بداند چه موقعي و براي چه خوشحال است. كدام زمان و به چه دليل عصباني يا عصبي است. به همين نحو بايد اين مهارت را در خود ايجاد كند كه بفهمد كي و چرا بي‌حوصله است.
 
بخشي از خستگي‌هاي ما خستگي‌هاي جسمي است. در اين نوع خستگي عوامل مختلفي تأثيرگذار است: سن، جنسيت، شغل، منطقه جغرافيايي، آب و هوا و... براساس هر كدام از عامل‌ها مي‌توان راهي پيدا كرد كه از خستگي‌ها كاست. بعضي از اين راه‌حل‌ها ساده ولي معجزه‌كننده هستند. راه‌هايي نظير‌
 
ورزش كردن: همه آدم‌ها بايد براي خود يك ورزش خاص و منظم پيش‌بيني كنند، به‌ويژه خانم‌ها كه بعضاً از توفيق ورزش بي‌بهره‌اند.
 
تغذيه مناسب: تغذيه مناسب يكي از راهكارهاي مؤثر براي جلوگيري از خستگي است. خوردن بعضي غذاها مثل انواع شيريني‌ها و شكلات‌ها مي‌تواند حال آدم را خوش كند و او را سر حال مي‌كند. مخصوصا اگر در كنار خانواده و دوستان باشد.
 
استراحت و خواب كافي: به هرحال خوابيدن از الزامات زندگي دنيايي است. براساس فيزيولوژي بدن هر كسي به مقداري از خواب، از چند دقيقه گرفته تا 8ساعت در شبانه‌روز نياز دارد.
 
توجه به مسائلي نظير ارگونومي: مواردي نظير چگونه نشستن‌ها در محل كار و منزل و... به راحتي بدن كمك مي‌كند. به‌ويژه براي كارمندها و افراد پشت ميزنشين كه ناچارند در طول روز به‌صورت ثابت و براي يك رفتار اداري معين پشت ميز كاري يا رايانه بنشينند.
 
شناسايي بيماري‌ها و حفاظت از بدن: اگر بيماري‌هاي بدن شناسايي نشود مي‌تواند انسان را از پا دربياورد. خيلي وقت‌ها ما به علائم بيماري‌ها كم توجهي مي‌كنيم درحالي‌كه مي‌توانيم با آموزش‌هاي ساده، بموقع از وقوع بيماري‌هاي حاد جلوگيري كنيم.
 
حفظ بهداشت: بهداشت مناسب، عاملي جدي است براي حفاظت بدن انسان. ياد گرفته‌ايم فقط به بچه‌ها تذكر بهداشتي مي‌دهيم؛ مسواك بزن، دست‌هايت را موقع برگشتن از مدرسه بشوي، لباس‌هايت را بموقع عوض كن، ميوه نشسته نخور، موقع عطسه كردن دست‌ات را جلوي دهانت بگير‌ و توصيه‌هاي گاه و بيگاه بسيار ديگر. اما خودمان نسبت به اجرايي‌سازي‌ اين توصيه‌هاي كاهلي و تنبلي مي‌كنيم.
 
هواي مناسب: استنشاق هواي تازه و مطلوب مي‌تواندبه طراوت و تازگي انسان كمك جدي كند. به‌ويژه در شهرهاي بزرگ كه عموماً با مشكل آلودگي هوا مواجه هستند. بد نيست در مواقع مناسب پنجره را گشود و نفس‌هاي عميقي كشيد.
 
خستگي روحي
دسته دوم از خستگي‌ها، خستگي‌هاي روحي است؛ نوع ويژه‌اي از بي‌حوصلگي‌ها و خمودگي‌ها كه متأسفانه ما خيلي كم به آن توجه مي‌كنيم. يكي از اصلي‌ترين راه‌حل‌هاي مبارزه با خستگي‌هاي روحي اين است كه انسان به راهي كه مي‌خواهد برود ايمان بياورد و آن را با بينش طي كند.
 
عوامل مختلفي همچون نداشتن هدف، نداشتن برنامه صحيح، ضعف و سستي اراده، داشتن افكار منفي و بي‌توجهي به توانايي‌ها و استعدادهاي خويش، خودكم بيني و... در ايجاد اين نوع كم حوصلگي نقش دارند. بنابراين براي مبارزه با اين روحيه و كاهش يا از بين بردن آن بايد با توجه به هر يك از عوامل تأثيرگذار، راه و روش مناسب و راهكار عملي خاصي را اتخاذ كرد.
 
* انگيزه بالا مي‌تواند خستگي‌هاي روحي و حتي جسمي آدم را برطرف كند. علامه اميني مي‌گويد براي نوشتن الغدير 10 هزار جلد كتاب را از باي بسم‌الله تا تاي تمت خواندم و به صد هزار كتاب مراجعه مكرر داشتم. علامه جعفري مي‌گويد: در ‌نجف شبانه روزي فقط 3ساعت خوابيدم. چطور اين اتفاقات ميسر مي‌شود؟ با قدرت اراده و انگيزه و ايمان به هدف. وگرنه فيزيولوژي بدن آنها هم مثل ماست. قدرت اراده است كه آنها را جلو مي‌برد. راه‌حل پيشنهادي اين است كه انسان هر روز چند دقيقه از وقت خود را بگذارد به راهي كه در آن روز مي‌خواهد برود فكر كند. مي‌توانيم اسم اين بحث را بگذاريم خودانگيزشي؛ يعني اينكه انسان خودش براي خودش انگيزه خلق كند.
 
* هم‌نشيني با دوستان و فاميل و افراد خانواده كه خيلي وقت است آنها را نديده‌ايد مي‌تواند شما را سرحال بياورد. رفتن به يك ميهماني يا برگزاركردن يك ميهماني ساده در خانه خودتان راه‌حل مناسبي است.
 
* راه‌حل ديگر پيوند و گشت و‌گذار با كساني است كه مي‌توانند به انگيزه‌هاي آدمي اضافه كنند. همنشيني با دوستاني كه كاهلند، غر مي‌زنند، نق مي‌زنند و مدام ابراز خستگي مي‌كنند در مسير حركت براي آدمي مهم‌ترين مانع است. پس بايد براي خودمان دوستان و آشناياني پيدا كنيم كه اراده ما را قوي و مدام به ما انگيزه و انرژي تزريق مي‌كنند.
 
* مطالعه درباره زندگي انسان‌هاي موفق مي‌تواند به توفيقات آدمي كمك شاياني كند. اينكه بدانيم آناني كه راه‌هاي سخت را رفته‌اند، چگونه از پس آن برآمده‌اند، ‌ كمك بسياري به ما مي‌كند. پس بايد بگرديم و براي زندگي خود چند نفر از‌ آدم‌هاي الگو را بيابيم و راجع به آنها مطالعه كنيم و مدام از سرگذشت آنها ايده بگيريم.
 
* داستان علامه جعفري را يادمان بيايد كه مي‌گفت هر وقت از مطالعه خسته مي‌شوم صداي پتك همسايه‌ام را مي‌شنوم كه مشغول آهنگري است و خسته نمي‌شود؛ آن وقت انگيزه پيدا مي‌كنم كار و تلاشم را بيشتر كنم. خيلي از آدم‌ها هستند كه از كمترين امكاناتي كه ما برخورداريم برخوردار نيستند. فقر دارند، بيماري دارند، بر آنها خيلي چيزها تحميل شده است، ذره‌اي آزادي ندارند اما نااميد نمي‌شوند. اينها براي ما انگيزاننده است.
 
* ‌باور كنيم ما آدم آهني نيستيم. پس بايد تفنني براي خود داشته باشيم. تفريح داشته باشيم. اوقات استراحت داشته باشيم. بايد براي اوقات فراغت خودكاري كنيم، شعري بخوانيم، آوازي، نرمشي، شوخي‌اي، قدم زدني، گپ‌زدني و... اينها مي‌تواند به ما كمك كند.
 
* پرداختن به هنر يكي از يگانه معجزه‌گرهايي است كه مي‌تواند به روح ما كمك كند. روح مي‌خواهد خلق كند. روحي كه خلاق باشد خسته نمي‌شود. بايد خلق كنيم. خلق كردن يعني هنر، نقاشي بكشيم، شعر بگوييم، بنويسيم، چيزي بسازيم، بازي‌اي خلق كنيم و... نبايد در اين دنياي سنگ و سيمان و آهن از روحمان و از هنرمندي روحمان غافل بشويم.
 
* خستگي، خستگي مي‌آورد. اين يك قانون است. مهم‌تر از اين، ‌قانون ديگري داريم كه مي‌گويد ابراز خستگي هم خستگي مي‌آورد. ديده‌ايد در جمعي اگر يكي چندبار خميازه بكشد همه خوابشان مي‌گيرد. اگر كسي اخم كند همه اخمو مي‌شوند. پس هيچ وقت خستگي خود را ابراز نكنيم. حتي اگر از جلو آينه هم رد مي‌شويم لبخندي به لب داشته باشيم. خودمان به افسرده شدن خودمان كمك نكنيم.
 
* آدم‌ها به اندازه بزرگي هدفشان راه مي‌روند. هر چه هدف بزرگ‌تر باشد خستگي كمتر مي‌شود. وقتي به چيزهايي دون‌پايه و نازل عادت كنيم زود هم خسته مي‌شويم. پس به كم عادت نكنيم. قبل از هر چيز با توجه به توانايي‌ها و استعدادهاي خويش هدفي معقول و قابل دسترس و مطابق با شرايط و امكانات موجود براي خود ترسيم كنيم. به‌منظور رسيدن به هدف مورد نظر از يك برنامه مدون و جدول زمانبندي شده استفاده و خود را مقيد به انجام آن كنيم.
 
* ياد خدا و توجه و توكل به ذات مقدس لايزال الهي و طلب كمك و ياري از او نقش مؤثري در ايجاد آرامش و اميد به آينده دارد، بنابراين ياد و توجه و توكل به خداوند را در انجام كارها فراموش نكنيم.
 
* اگر افكار منفي و احساس ضعف و خودكم‌بيني باعث كم‌حوصلگي ‌ما شده است، با به‌خاطر آوردن توانايي‌ها و استعدادها و موفقيت‌هاي گذشته خويش و توجه به نقاط قوت زندگي، ياس و نااميدي نسبت به آينده را به اميدواري و خوش‌بيني تبديل كنيم.

»
آیا میدانید ابرباکتری‌هایی مرگبارتر از سرطان وجود دارد؟
نوشته شده توسط آشنای آسمان،گمنام زمین در ساعت 10:42 AM

در حال حاضر بیش از 700 هزار مرگ در هر سال با مقاومت به داروهای ضدمیکروبی (AMR)‌ در ارتباط هستند و این روش بسرعت در حال افزایش است.

 

ابرباکتری‌هایی مرگبارتر از سرطان

باکتری‌های مقاوم به داروهای ضد میکروبی مانند ای‌کولای (E. coli)، مالاریا و سل با عوارض جانبی بسیار بیشتری همراه هستند.

بر اساس پیش‌بینی محققان آکادمی علوم انگلیس، عفونت‌های مقاوم به دارو تا سال 2050 عامل بیش از 10 میلیون مرگ و میر در هر سال بوده و نرخ مرگ و میر ناشی از ابرباکتری‌ها بیش از انواع سرطان خواهد بود.

آیا میدانید ابرباکتری‌هایی مرگبارتر از سرطان وجود دارد؟

تنها در اروپا و آمریکا، مقاومت در برابر داروهای ضدمیکروبی عامل 50 هزار مورد مرگ و میر سالانه بوده و این نرخ تا سال 2050 می‌تواند 10 برابر شود.

تا سال 2050، یک چهارم مرگ و میرها در نیجریه و بیش از دو میلیون فوتی در هند در اثر مقاوم شدن میکروب‌ها در برابر داروهای ضد میکروبی روی می‌دهند.

به گفته محققان، کاهش جمعیت و عوارض ناشی از آن منجر به کاهش دو تا 3.5 درصدی سطح تولید ناخالص داخلی (GDP) تا سال 2050 شده و حدود 60 تا 100 تریلیون دلار به اقتصاد جهانی صدمه می‌زند.


»
چرا آدم‌بزرگ‌ها همدیگر را گاز می‌گیرند؟
نوشته شده توسط آشنای آسمان،گمنام زمین در ساعت 4:02 PM
سوای همه غصه‌ها و شادی‌های مردم کشورهای مختلف، خبرهای تعجب‌برانگیز هم کم نیستند؛ مثل گازگرفته‌شدن جورجیو کیه‌لینی مدافع ایتالیایی توسط لوئیس سوارز، بازیکن فوروارد تیم ملی اروگوئه. سوارز پیش از این هم سابقه گاز گرفتن حریفانش را داشت که منجر به محرومیت‌های هفت‌روزه (پس از گاز گرفتن عثمان باخال در بازی آژاکس و آیندهوون) و ده روزه (پس از گاز گرفتن ایوانویچ در بازی لیورپول و چلسی) محکوم شده بود. اما این بار داور به خاطر این کار هیچ اخطاری به او نداد؛ حتی پس از این که کیه‌لینی، جای دندان‌های سوارز را روی شانه‌اش به داور نشان داد. انتظار می‌رود این بار فیفا سوارز را برای همیشه از بازی محروم کند. متخصصین می‌گویند از نظر روان‌شناسی گاز گرفتن دیگران توسط افراد بالع مصداق جنون آنی است.
 
در حقیقت سوارز تنها کسی نیست که دیگری را گاز گرفته است. مایک تایسون، بکس‌باز حرفه‌ای هم به خاطر گاز گرفتن حریفش بدنام شد. در مسابقات راگبی هم بازی‌کنانی که وحشی می‌شوند و گاز می‌گیرند کم نیستند. آدم‌های مشهور دیگری هم بوده‌اند که به خاطر گاز گرفتن دیگران شهرت یافته‌اند، حتی برخی از شخصیت‌های سیاسی مشهور هم بوده‌اند که مخالفان و منتقدان خود را گاز گرفتند. با این وجوددیوید ویلسون (David Wilson)، استاد جرم‌شناسی دانشگاه شهر بیرمنگام، می‌گوید  چنین عملی میان افراد بزرگسال که به بلوغ عقلی رسیده‌اند، بسیار نادر است؛ بیشتر افراد در همان دوران شیرخوارگی یاد می‌گیرند که گاز گرفتن کار بدی است.
 
همکار او، اوا کیمونیس (Eva Kimonis) استاد دانشکده روان‌شناسی دانشگاه نیوساوث‌ولز استرالیا می‌گوید گاز گرفتن در کودکان شایع‌تر از بزرگ‌سالان است، ولی وقتی بزرگسالی چنین رفتاری نشان دهد، نشان‌دهنده الگویی وسیع‌تر و حادتر از بروز کژرفتاری‌هاست که شامل کتک‌زدن، ترساندن، فریادزدن و زد و خورد می‌شود و اگر در فردی مشاهده شود، حاکی از خلق و خوی بیمار و مبتلا به جنون آنی است.

»
آدم‌های خلاق بیشتر به بیماری روانی مبتلا می‌شوند؟
نوشته شده توسط آشنای آسمان،گمنام زمین در ساعت 4:01 PM

سعید بی‌نیاز/ روان‌شناس بالینی

«هوش کاملا ارثی است»، «بعضی‌ها ذاتا مجرمند»، «مبتلایان به اسکیزوفرنی، چند شخصیتی هستند»، «افراد روان‌پریش خطرناکند»،… می‌شود جای این سه نقطه بی‌‌‌نهایت جمله دیگر گذاشت که ظاهرا از دنیای علم روان‌شناسی و روانپزشکی به ذهن عموم مردم رسیده‌اند و خیلی‌ها آن را باور دارند. جمله‌هایی که لااقل در علم روان‌شناسی امروز افسانه‌ای بیش نیستند. می‌خواهیم در چند شماره آینده هر بار یکی از این افسانه‌ها را بگذاریم وسط و ببینیم واقعا علم روان‌شناسی در مورد آن‌ها چه می‌گوید. برای اولین شماره رفته‌ایم سراغ یکی از ظاهرا درست‌ترین این افسانه‌ها؛ اینکه افراد خلاق – حالا چه هنرمند‌ها و چه نویسنده‌ها و شاعرها- حتما یک مشکل روانی دارند؛ افسانه‌ای که احتمالا خیلی از شما آن را باور دارید و تا حرفش وسط می‌آید یک عالمه هنرمند و نویسنده خودکشی کرده را ردیف می‌کنید. اما آیا واقعا افراد اخلاق با احتمال بیشتری به بیماری روانی مبتلا می‌شوند.

انگار دغدغه رابطه بین بیماری روانی و خلاقیت خیلی قدیمی‌تر از این حرف‌هاست. مشهور‌ترین تحقیق قابل اعتنا در این مورد ۳۶ سال پیش توسط یک پژوهشگر حوزه اسکیزوفرنی به نام «نانسی آندریزن» انجام شد. او خودش می‌دانست که مردم باور دارند بین خلاقیت و اسکیزوفرنی یک رابطه وجود دارد و از آن طرف می‌دانست غیر از حرف‌های کلی نظری، کسی تحقیق درست و درمانی در این مورد نکرده است. بنابراین خودش دست به کار شد و شروع کرد.

 

کارگاه نویسندگی یا آزمایشگاه روان‌شناسی؟

آندیریزن تحقیق خودش را از یک کارگاه مشهور نویسندگی خلاق شروع کرد؛ کارگاه آموزشی نویسندگان خلاق در دانشگاه آیووا. این کارگاه کلکسیون افتخارات عجیب‌وغریبی دارد. کورت ونه‌گات که خیلی از کتاب‌هایش از جمله «گهواره گربه» و «زمان ‌لرزه» در ایران ترجمه شده‌اند، جان ایروینگ، فلانری اوکانر، فیلیپ راث – که همین چند وقت پیش گفت دیگر دست از نوشتن می‌کشد- و جان شیور از جمله نویسندگان خلاقی هستند که از این کارگاه بیرون آمده‌اند.

تیم پژوهشی آندیریزن ۱۵ سال روی تحقیقش وقت گذاشت. آن‌ها در این مدت ۳۰ نویسنده خلاق عضو کارگاه، شامل ۲۷ مرد و سه زن را که میانگین سنیشان ۳۷ سال بود بررسی کرد. آن‌ها برای بررسی از «مصاحبه ساخت دار» استفاده می‌کردند. مصاحبه ساخت دار، مصاحبه‌ای است که چارچوب سوال‌هایش از قبل مشخص است. بر خلاف مصاحبه بدون ساخت که می‌توانید نمونه‌اش را در کار خبرنگاران یا بعضی از جلسه‌های روان درمانی ببینید. خلاصه، این مصاحبه‌ها دنبال چند تا چیز مشخص بودند؛ اول الگوی خلاقیت این نویسندگان بود؛ اینکه آن‌ها کی و چگونه خلاقیتشان گل می‌کند. دوم تاریخچه شخصی اختلال روانی آن‌ها بود؛ یعنی اگر کسی در تاریخچه زندگی‌اش یک دوره به هر یک از اختلالات روانی مبتلا بود، متوجه می‌شدند که این بیماری از کی شروع شده، چقدر شدت داشته، چه نوعی بوده و خلاصه ته اطلاعات شخصی در مورد این بیماری را درمی‌آورند. آخرین سوال هم این بود که آیا خویشاوندان نزدیک هم به مشکل روانی مبتلا بوده‌اند یا نه. البته آندریزن تضمین داده بود که همه این اطلاعات هم محرمانه خواهد ماند. قولش هم تا حالا درشت بوده؛ وگرنه چه کسی از جنجال در مورد کورت ونه گات بدش می‌آید؟ جواب به این سوال‌ها تازه نیمی از ماجرا بود. آندیریزن باید جواب این سوال‌ها را با جواب یک گروه دیگر مقایسه می‌کرد. مقایسه نباید در خلا انجام شود. برای همین او یک گروه ۳۰ نفره دیگر پیدا کرد که هم سن، هم جنسیت و هم تحصیلاتشان با گروه نویسندگان همتا بود و فقط شغلشان فرق داشت. به این گروه در تحقیقات علمی می‌گویند گروه گواه.

 

یک نتیجه شگفت‌انگیز

حتما شما هم منتظرید ببینید بعد از این همه طول و تفصیل نتیجه تحقیق چه شد. بله افسانه ذهنی شما تا حدی درست از آب درآمد. ۸۰ درصد از نویسندگان خلاق آزمایش آندیریزن لااقل در یک دوره از عمرشان به اختلال خلقی مبتلا شده بودند. اختلال خلقی گروهی از بیماری‌های روانپزشکی هستند که در آن‌ها خلق افراد به هم می‌ریزد. خلق ترجمه کلمه انگلیسی mood است. فکر کنم‌‌ همان مود واژه بهتری برای آن باشد. افسردگی، سرخوشی یا ترکیبی از هر دو نمونه‌هایی از اختلالات خلقی هستند.

در گروه گواه اما فقط ۳۰ درصد از افراد در دوره‌ای از عمرشان اختلال خلقی را از سر گذرانده بودند. از نظر آماری این تفاوت معنادار بود. پس آیا افسانه مبتلا شدن افراد خلاق به بیماری روانی درست است؟

 

تردیدی که رفع شد

آندیریزن تعجب کرد؛ نه از اینکه چرا ۸۰ درصد نویسندگان گروه آزمایشی‌اش به اختلال خلقی مبتلا بوده‌اند؛ بیشتر از اینکه چرا در گروه گواه ۳۰ درصد افراد دوره‌ای از عمرشان مبتلا بوده‌اند. این رقم خیلی زیاد‌تر از چیزی بود که در مورد شیوع اختلالات خلقی در جمعیت عمومی نوشته‌اند. آندریزن دلیل این ماجرا را به دو عامل نسبت داد. او گروه گواهش را تصادفی انتخاب نکرده بود. در واقع آن‌ها را کنار هم چیده بود. دوم اینکه گروه گواه هم پیشرفت شغلی خوبی داشتند و هر چه افراد از نظر تحصیلی و شغلی مرتبه بالاتری داشته باشند احتمال ابتلایشان به اختلال خلقی بیشتر است. بنابراین عجیب نبود که در گروه گواه میزان ابتلا زیاد باشد. بنابراین او نتیجه گرفت که نویسنده بودن است که باعث تفاوت میزان ابتلا به اختلال روانی در دو گروه شده است. آیا افسانه تایید شده است؟ اگر یادتان باشد آخرین سوال این بود که آیا خویشاوندان نزدیک نویسندگان هم به اختلال روانی مبتلا بوده‌اند یا نه. نتایج نشان داد که در خویشاوندان نویسندگان بیشتر از خویشاوندان گروه گواه به افسردگی مبتلا هستند. البته یادتان باشد که بسیاری از خویشاوندان نویسندگان خلاق هم دستی بر آتش خلاقیت داشتند.

 

رازگشایی از افسانه

  1. یادتان است که نانسی آندیریزن می‌خواست در مورد چه چیزی تحقیق کند؛ در مورد رابطه اسکیزوفرنی و خلاقیت. اما نتیجه‌ای که حاصل شد چه بود؟ رابطه خلاقیت و اختلالات خلقی. این اولین مشکل این پژوهش بود.
  2. دومین مشکل این بود که خود آندیریزن می‌دانست کدام یک از افراد در گروه گواه و کدام‌یک در گروه آزمایشی قرار دارند. این ناخودآگاه باعث می‌شود پژوهشگر، پژوهش را جوری هدایت کند که تفاوت‌ها به نفع گروه آزمایشی پر رنگ شود. در حالت ایده‌آل، پژوهشگر نباید بداند هر کدام از افراد پژوهش در کدام گروه هستند تا به اصطلاح سوگیری نداشته باشد.
  3. اولین نتیجه اشتباهی است که ممکن است هر کسی از از نتیجه این تحقیق بگیرد این است که به جای اختلال خلقی بگوییم بیماری روانی. یادتان باشد که نتیجه این تحقیق فقط نشان می‌دهد که یک نوع از اختلالات روانی در نویسندگان بیشتر از دیگران است و نه همه بیماری‌های روان شناختی. معمولا در ذهن مردم در کنار افراد خلاق تصویری از یک روان پریشی شدید است و نه یک اختلال خلقی مانند افسردگی که سرماخوردگی بیماری‌های روانی است و هر کدام از ما ممکن است آن را تجربه کرده باشیم.
  4. دوم اینکه این تحقیق در مورد نویسندگان خلاق است و نه همه افراد خلاق از جمله هنرمندان، شاعران و مخترعان. بنابراین نتیجه‌های آن را می‌توان فقط به نویسندگان ربط داد و نه همه افراد خلاق.
  5. می شود از یک طرف دیگر ماجرا هم به قضیه نگاه کرد. ما نویسنده‌ها را دوست داریم چون می‌توانند به دنیا به شکلی متفاوت و تکان‌دهنده نگاه کنند. شاید همین آشفتگی خلقی و آشوب درون است که به آنها کمک می‌کند تا به دنیا این گونه نگاه کنند. نه؟

»
غذای کم‌کالری ولی خوشمزه
نوشته شده توسط آشنای آسمان،گمنام زمین در ساعت 3:59 PM

سال‌هاست تغییر جدی در نحوه کار و فرهنگ انسان‌ها در بسیاری از جوامع پدید آمده است. اما در همین سال‌ها نه تنها تغییری در فرهنگ و عادات غذایی مردم داده نشده بلکه پرخوری و چاقی به یکی از معضلات کشورهای پیشرفته تبدیل شده است. حالا محققان در شهر پیزای ایتالیا می‌خواهند غذایی با کالری کمتر تولید کنند. دلیل این کار نتایج تحقیقاتی است که نشان می‌دهد بعضی افراد چاق واقعا نمی‌توانند دست از خوردن بردارند. ماریا آنجلا گوزاردی، پژوهشگر این تحقیق می‌گوید: «پرخوری اتفاقی است که در مغز می‌افتد. مغز افراد پرخور قادر به بازداشتن آن‌ها از خوردن غذای بیشتر نیست. بنابراین ما می‌خواهیم کاری کنیم که غذا‌ها با‌‌ همان طعم همیشگی کالری کمتری داشته باشند.» این کار در یک طرح اروپایی به اسم لذت دنبال می‌شود و آن‌ها در گام اول می‌خواهند مقدار نمک، چربی و شکر را در پیتزا کم کنند، بدون آنکه مزه آن تغییر کند. جایگزین‌های کم‌کالری این مواد در حال حاضر در صنایع غذایی چندان محبوب نیستند. چون این محصولات آن‌قدر مزه غذا را تغییر می‌دهند که دیگر کسی میلی به خوردنشان ندارد. اما طرح لذت می‌خواهد غذاهای خوشمزه‌ای تولید کند که آسیب و کالری کمتری به بدن می‌رساند.


»